خب صبر کن ببینم.
دونگ شیک بعد از تصادفش که فراموشی گرفت، با خوندن اون دفترچه خاطراتی که تهسوک و بوکیونگ پیدا کرده بودن، فکر میکنه یه قاتل سایکوپثه!
درحالی که اون قاتل سایکوپث که دفترچه خاطرات برای اونه که میشه اینوو، مدیر شرکت اوراق بهاداریی که دونگ شیک توش کار میکنه. و داداشمون دونگ شیک جان داره اشتب میزنه،
سه بار سعی کرد آدم بکشه -مثل همونطوری که توی دفترچه خاطرات خونده بود- ولی نتونست.
سعی کرد داداش اینوو یعنی جیهون رو بکشه اما نتونست. فرداش که رف سرکارش و یه اتفاقایی افتاد این وسط، جیهون یهو میپره بهش و سعی کرد خفش کنه اما خب بوکیونگ و تهسوک که پلیس باشن، اونجا بودن و نذاشتن. حالا ویدیوش پخش شد و توی تلویزیون هم نشونش دادن. دونگ شیک رفته بود باربیکیویی باباش که ناهار اونجا باشه و داداش ناتنی خوشگلش سوبین که دونگچان عزیزمم باشه یهو وسط غذا میره میگه داره دیرم میشه برای کلاسم.″ و دمشو میزاره روی کولش و میره.
دونگ شیک هم یه چیزی میبینه و شک میکنه. دقیقا وقتی دونگچان میخاسه سیگارشو روشن کنه (پسر من و سیگار؟؟) دونگ شیک نمیزاره و سیگارو از بین لباش برمیداره. یقه پیرهنشو شل میکنه و کبودی روی گردن دونگچان میبینه و ...
کی جرعت کرده دس رو سوبین من بلند کنه هاااااا؟؟؟؟
دراصل الان قرار بود کنسرت توباتو رو ببینم نه اینکه بشینم کیدراما ببینم و غر بزنمم
لینکا همشون چوخین بابا:| بعدن دانلود میکنم با کیفیت عالی بومگیومو میبینم!!!