- نظرت راجب عشق چیه؟ دوس داری تجربه ش کنی ؟
+ عشق؟؟ ... بستگی داره چه نوع عشقی باشه. اگر عشقی باشه که با تمام وجودم بهش ایمان دارم، خب براش خیلی میجنگم و میخوام تجربه ش کنم!! اگر هم عشقی باشه که تهش داستان خوبی نداره، ترجیح میدم قبل از وابستگی ولش کنم!
″عشقی که بین ما بود ...
تو با تمام وجودت بهش ایمان نداشتی و دو به شک بودی که بخوای به رابطمون ادامه بدی.
ولی مشکلی نیست، بعد از اینکه از هم جدا شدیم تو عشق واقعی خودت رو پیدا کردی و منم با دختری که دوستش دارم ازدواج کردم
ولی این به این معنا نیست که دلم برای صدای بمت و دستای گرمت تنگ نشده...
تو همه چیز منی چوی سوبین
امیدوارم هنوز یه پسری به اسم چوی یونجون رو به یاد داشته باشی و نامردی نکنی و فراموشم نکنی
یادت نره که خودت اینو قول دادی؛ که هیچوقت فراموشم نکنی حتی اگر دوباره به نیویورک برگردی و من همینجا توی سئول بمونم.
دوست دارم:)″
با چشمای خیسش به نامه خیره شد و دوباره به سنگ قبر نگاه کرد.
″چوی یونجون
متولد ۱۳ سپتامبر ۱۹۹۹
تاریخ فوت: ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۱″
+ توام قول دادی که ... که هیچوقت ترکم نکنی ...
اشکاش روی عکسی که روی سنگ طرح خورده بود ریختن
+ منم دوست دارم یونجونم ...
***
و این بود داستان غم انگیزمون که بعنوان قصه ی شب برای پسرت که اسمش رو گذاشتی ″یونجون″ میخونی و بعد از اینکه از اتاقش بیرون میایی، اجازه میدی بغضت بشکنه و گریه کنی.
ما فقط ۴ ماه کنار هم بودیم.
هرکس دیگه ای هم داستان مارو بشنوه، ناراحت میشه؛
چون تو توی نیویورک بودی
و من توی سئول ...
غم انگیز بود ولی ... دوسش داشتید؟