𝐖𝐞𝐥𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐓𝐨 𝐑𝐮𝐛𝐲'𝐬 𝐑𝐨𝐨𝐦

𝘐'𝘭𝘭 𝘫𝘶𝘴𝘵 𝘵𝘳𝘺 𝘵𝘰 𝘤𝘳𝘺 𝘮𝘺𝘴𝘦𝘭𝘧 𝘵𝘰 𝘴𝘭𝘦𝘦𝘱

اندراحوالات یک استی‌ زخم خورده از قسمت ۴ و ۵ سروایول شو اسکیز

 

قیافشو

میدونید چه حسی رو بهم منتقل میکنه؟

(خیلییی ببخشید) بوی گوه!!!!

ایشاالله بمیره. توی گوه غرق شه بمیره

مینهومو حذف کرررردTT

اشک جونگینمو دراورددددد

سونگمینممTT فلیکسو نگم دیگه:″ 

جوابگوی اشکای چان کیه؟؟ کی جیسونگی رو آروم میکنه آخهههTT؟؟؟؟

دیشب انقد گریه کردم که چشام قرمز بودTT

مومنت مینسونگه هقققق TTT

۳ قسمت دیگه فلیکس حذف میشهههههTT

خدایااااTTT

قسمت بعدی هم کراس اور وای جی جی وای پیه:/

دوتا عن کنار هم:// تازه از شر اون یکی خلاص شده بودیمااا:/

انقد سرفه کردما دلو رودم داره میاد تو حلقم:///

ففففففاااااااااااککککککککککک

ججججججییییییییی

وووووواااااااااییییییییی

پپپپپپپپپیییییییییییی

۷ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

영원히 아이랜드❣❣

 

Into The I-Land - I-LAND

 

✴Let's Just Run For Our Life✴

ادامه مطلب ۴ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

Happy iKON's 6th anniversary

 

6 سال پیش ...

چقد زود گذشت!

میدونید چیه؟ یه لحظه حس کردم انگار قرن هاس که آیکن رو میشناسم!

حس کردم انگار باهاشون زندگی کردم و بهترین دوستای همدیگه برای همیم

آیکن ... این گروه خیلی خاصه. خاص تر از هرچیزی که فکرش رو کنید

اونا فرشتن. فرشته های بی بال!

توی این 6 سال کلی اتفاقای مختلف افتاد، چه خوب چه بد:) 

کلی پیچ و خم برای پسرا بود، زندگیشون بالا پایین میشد ولی از بودن کنار هم خوشحال بودن!

شاید الان 6 نفره روی صحنه اجرا کنن، ولی اونا همیشه برای ما 7 نفره بودن، هستن و خواهند بود!

هیچوقت از اینکه تصمیم گرفتم آکنیک شم پشیمون نیستم:)

6 سالگی دبیو آیکن مبارک❤️🥳

 

No matter what will happen

No matter how far we are

I will always support you

from the button of my heart

I will always protect you

and I won't let you to feel a little pain

 And I will always love you

'Til the end of the world

I will always worship you:)

 

آیکنیکا، جواب بدید پلیز:)

 

1. چندوقته آیکنیکید؟

 

2. با چه آهنگ یا ام وی آیکنیک شدید؟

 

3. اگر بتونید یه کاری برای پسرا کنید، اون چی بود؟

 

 

خودم حدود ... 6 ماهه

با ام وی why why why آکنیک شدم. همون روز کامبک

هانبین رو برمیگردوندم:)

 

پ.ن: یا قبول نییییییست!! هانبین 3 اکتبر کنسرت آنلاین داره درحالی که توباتو هم 3 اکتبر کنسرت آنلاین داره://// من کدومو ببینم آخهههههTT

پ.ن2: البته احتمال داره هانبین تاریخ کنسرتش رو عقب بندازه! چون باید 40 روز کارای اجتماعی کنه و فعالیت های آیدل بودنش رو متوقف کنه!

۶ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

Happy birthday my squirrel 🐿️

 

Today is your birthday

Our cutie squirrel

You're about 22

But you're still a baby

A talented boy

In every majors

Master of rapping

And amazing in dancing

Your vocal is so sweet

Like suger cube

Thank you for being in our life

We love you Han Jisung❤️

 

تولد سنجاب کوچولومونهههههه🎉🎉🎉🎉

بایس دومم:″ (وی ۴ تا بایس دارد!)

هققق:″ خوشگل استی:″

لینو بیبیش برای تولدش کاری نکرده هنوز؟ من منتظر اونم:″)

هققق:″

تفلدش مبارککککک🎉🎉🎉🎉❤️❤️❤️❤️😭😭😭😭

۳ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

New York To Seoul

 

- نظرت راجب عشق چیه؟ دوس داری تجربه ش کنی ؟

+ عشق؟؟ ... بستگی داره چه نوع عشقی باشه. اگر عشقی باشه که با تمام وجودم بهش ایمان دارم، خب براش خیلی میجنگم و میخوام تجربه ش کنم!! اگر هم عشقی باشه که تهش داستان خوبی نداره، ترجیح میدم قبل از وابستگی ولش کنم!

 

″عشقی که بین ما بود ...

تو با تمام وجودت بهش ایمان نداشتی و دو به شک بودی که بخوای به رابطمون ادامه بدی.

ولی مشکلی نیست، بعد از اینکه از هم جدا شدیم تو عشق واقعی خودت رو پیدا کردی و منم با دختری که دوستش دارم ازدواج کردم

ولی این به این معنا نیست که دلم برای صدای بمت و دستای گرمت تنگ نشده...

تو همه چیز منی چوی سوبین

امیدوارم هنوز یه پسری به اسم چوی یونجون رو به یاد داشته باشی و نامردی نکنی و فراموشم نکنی

یادت نره که خودت اینو قول دادی؛ که هیچوقت فراموشم نکنی حتی اگر دوباره به نیویورک برگردی و من همینجا توی سئول بمونم.

دوست دارم:)″

با چشمای خیسش به نامه خیره شد و دوباره به سنگ قبر نگاه کرد.

چوی یونجون

متولد ۱۳ سپتامبر ۱۹۹۹

تاریخ فوت: ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۱

+ توام قول دادی که ... که هیچوقت ترکم نکنی ...

اشکاش روی عکسی که روی سنگ طرح خورده بود ریختن

+ منم دوست دارم یونجونم ‌...

*** 

و این بود داستان غم انگیزمون که بعنوان قصه ی شب برای پسرت که اسمش رو گذاشتی ″یونجون″ میخونی و بعد از اینکه از اتاقش بیرون میایی، اجازه میدی بغضت بشکنه و گریه کنی.

ما فقط ۴ ماه کنار هم بودیم.

هرکس دیگه ای هم داستان مارو بشنوه، ناراحت میشه؛

چون تو توی نیویورک بودی

و من توی سئول ...

 

 

غم انگیز بود ولی ... دوسش داشتید؟

۷ نظر ۴ موافق ۰ مخالف

A Lovely Sunset

 

(لطفا با این آهنگ بخونیدش:)

 

پاش رو بدون وقفه روی زمین میکوبید و به ساعتش خیره میشد.

نکنه اون پسر بهش دروغ گفته بود؟ یعنی این همه راه از سئول تا واشینگتن رو الکی اومده بود؟

نگاهی به ایمیل هاش انداخت تا مطمئن شه همون پارک مد نظر پسر اومده.

- لعنتی! خب درست اومدم پس خودش کدوم گوریه؟

پسر مو مشکی زمزمه کرد و دستش رو لای موهای لَخت و خوش فرمش برد و اجازه داد نسیمی که میوزید،

به پیشونیش برخورد کنه و از گرمای بدنش کم کنه.

حدود 5 ماهی میشد که توی اینترنت با اون پسر آشنا شده بود.

خیلی سریع بهش وابسته شد و برای دیدنش لحظه شماری میکرد به خانوادش چیزی راجبش نگفت

چون مطمئن بود دیگه نمیتونه وقتی تنهاس، باهاش فیس تایم کنه و توی چشمای قهوه ایش غرق بشه.

بخاطر رشته ش، تصمیم گرفت توی واشینگتن ادامه تحصیل بده و وقتی فهمید اون پسر مو قرمز هم

همونجا زندگی میکنه، تصمیم گرفت به دیدنش بره و ببینه این 5 ماه قلبش توسط کدوم الهه ای دزدیده شده!

سرش پایین بود و داشت به انگشت های کشیده و استخونیش نگاه میکرد که صدایی دلنشینی

توی گوشش پیچید و وجودش رو پر از آرامشی کرد که همش دنبال تجربه کردنش بود.

- هوانگ هیونجین؟

سرش رو بلند کرد و به لبخند زیبای پسر مو قرمز نگاه کرد و سرش رو تکون داد 

چرا نمیتونه حرف بزنه ؟ صورت درخشان و پرستیدنی پسر رو به روش توان حرف زدن

رو ازش گرفته بود و هیونجین هم چشمش فقط روی پسر بود و

حتی برای 1 ثانیه هم نمیتونست از نگاه کردن به اون فرشته دست برداره. 

پسر کنار هیونجین نشست و گفت:

- خب ... ببخشید دیر کردم. ترافیک بود.

هیونجین: نه اشکالی نداره! (هیونجین: همین دو دقیقه پیش داشتم لعنتت میکردم در واقع) همچین اتفاقایی میوفته فلیکس شیی !

فلیکس لبخند محوی زد و به نیم رخ هیونجین نگاه کرد.

چشمای زیباش و بینی خوش فرمش توجهش رو جلب کرد؛ اما نه به اندازه ی لب های برجسته و قرمزش! 

با نیشگون گرفتن سعی کرد جلوی خودش رو بگیره تا دست از پا خطا نکنه؛

اما هیونجین داشت دیوونش میکرد!! پس سعی کرد هر کاری کنه تا چشم تو چشم

پسری که قلبش رو تو نگاه اول دزدید نکنه. بعد از کمی سکوت گفت:

فلیکس: خب ... میخوام ببرمت یه جایی؛ میایی؟

هیونجین سری به علامت مثبت تکون داد و با لبخند دلرباش همراه فلیکس به راه افتاد.

راه زیادی تا ساحل نبود، پس فلیکس ترجیح داد پیاده مهمونش رو به سواحل سیاتل ببره.

دست های استخونی هیونجین حین راه رفتن با دست خودش بر خورد میکرد و حس مور مور

شدن بهش دست میداد. وسوسه میشد تا دستاش رو بین دستای خودش بگیره اما اگر هیونجین عصبانی شه چی؟

اونوقت دیگه نمیتونه ببینتش!! نفسش رو بیرون داد و احساساتش رو جمع کرد.

به مقصد مورد نظر رسیده بودن. هوا داشت غروب میکرد و نور خورشید به چشمای اون دو پسر رو اذیت میکرد.

فلیکس همینجوری که داشت به غروب نگاه میکرد، با صدای آرامش بخشش گفت:

فلیکس: غروب خورشید خوشگله!

هیونجین: اما نه به اندازه ای که تو خوشگل و زیبا و درخشانی!!

چشمای پسر مو قرمز، گرد شد و هاله های رنگ قرمز روی گونه ش معلوم شد.

بزاق دهنش رو قورت داد و با تردید به پسر مو مشکی نگاه کرد.

هیونجین با لبخندی که روی لبش داشت بهش نگاه میکرد. 

فلیکس لبخند خجالت زده ای زد و  سرش رو انداخت پایین. ضربان قلبش غیر قابل شمار

شده بود و حرارت بدنش بالا رفته بود. باید چیکار میکرد؟

پسر بزرگ تر دستش رو زیر چونه پسر مو قرمز برد و سرش رو بالا آورد.

نگاهی به چشمای متعجب و خجالت زده اش کرد و بعد به لب هاش داد.

سرش رو کج کرد تا طمع اون ها رو بچشه. با قرار گرفتن لب های هیونجین روی لب های فلیکس،

حس عجیبی به پسر مو قرمز منتقل شد. حسی مثل، ... امنیت، آرامش و عشق!

دستای لرزونش رو دور گردن پسر مو مشکی حلقه کرد و با عشق لب هاش رو میبوسید

که انگار این آخرین باریه که میتونه اون رو ببینه!

خورشید با انداختن نور نارنجی رنگی روی اون دو پسر عاشق، منظره ی زیبایی رو ایجاد کرد

و تصمیم گرفت تا وقتی که اون ها از هم جدا شدن، شاهد باشه.

برای گرفتن اکسیژن، لب های نسبتا باریکش رو از روی لب های پسر مو مشکی

برداشت و سرش رو از خجالت پایین انداخت.

هیونجین: دوست دارم!

به چشمای لرزون پسر کوچیک تر نگاه کرد و منتظر جوابی شد.

فلیکس: ... م-منم دوست دارم

لبخند کوچیکی روی لب هیونجین نشست و برای بوسه ای دیگه جلو رفت ...

۶ نظر ۴ موافق ۰ مخالف

جهت شستن سم های اخیرا + مخصوص استی ها!!!

چندوقت نبودم حالا فقط میخوام پست بزارم😂

ادامه مطلب ۳ نظر ۳ موافق ۰ مخالف

فن آرت بومگیو رو کشیدمممم

توی وب اونی دلارام که امروز پست گذاشته بود چندتا فن آرت خوشگل و گوگولی مگولی، بنده تصمیم گرفتم که یکیشونو بکشم ^^

و اینم از بومگیویی که کشیدم:

در واقعه توی فن آرت اصلیش نخندیده بود و چشماش باز بود و دستش هم بالا بود، ولی از اونجایی که سختم بود بکشمش، این شکلیش کردم.

حالا بگید خوب شده یا نه؟

توی فن آرت تقریبا موهاش این رنگی بود ولی کمی روشن تر، منم نداشتم همچون رنگی بنفش کردم، تازه بهشم میاد 😊؟

درضمن ببخشید عکسه برعکسه😅😅

۷ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

Are You A Real MOA @-@ + جواب

 

خب، چند وقت پیش یه ویدیو دیده بودم که معلوم میکرد آرمی واقعی هستم یا نه و ... بودم؟

حالا من میخوام این تست این آزمون رو از موآ های نازنین بگیرم. 

قبل از گفتن اینکه چجوریه تست، این رو بگم که لیل شوگا جان یا بامبیز سیس یا خواهر عزیزم تو جوابو میدونی، لطفا نگو جوابو بوس❤ بله...‌ بازی اینجوریه که شما کافیه فقط جمله ی زیر رو کامل کنید و جواباتون رو بهم بگید. (حس تبلیغای تلویزیون رو بهم دست داد -_-)

 

چوی سوبین ... 

 

بله... فایتینگ💜✊

 

+ خااااااااب. جواب رو بالاخره میزارررررم💃💃💃💃

چوی سوبین چوی یونجون چوی بومگیو کانگ تهیون هیونینگ کای تومارو بای توگدر

 

بله فن چنت گروهمون بوووووود💃💃💃💃💃🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉

۳۷ نظر ۷ موافق ۰ مخالف

Happy birthday Changbinieeeee🎉🎉🎉💜💜

 

تولد چانگبینیههههههههه🎉🎉🎉🎉🎉😭😭😭😭😭😭😭💜💜💜💜💜 (من تو چند پست قبلیم زود تبریک گفتم *-*) 

تولد دکی کیوتمونههههههههههههه🎉🎉🎉🎉🎉😭😭😭😭😭💜💜💜💜💜

هیییییییق باورم نمیشههههههههههه😭😭😭😭😭😭 چقد بزرگ شدههههه😭😭😭 (چقدم از بچگی میشناسمش:/)

هیییق:″))))))))))))))))))))) گوگولی مگولی کیوتی 💜💜😭😭😭🎉🎉🎉

سِنگ ایل چوکا هامنیدا سِنگ ایل چوکا هامنیدا سارانگه چانگبینییییییییی❤ سِنگ ایل چوکا هامنیدااااااااااااااااااا😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭🎉🎉🎉🎉🎉💜💜💜💜

هققققققق😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

این متن کریستال اونی بود نتونستم نزارمش :):

تولد بن بینی مبارک ^^

پسری که با لیریکش شب و روز هزاد پنداری میکنیم:")

دارک رپرمون که کسی تا میشناستش بجز یه قلب صورتیه مخملی چیزی توش نمیبینه *-*

هپی ویروس کیوتمون که همیشه از اعضا مراقبت میکنه ولی دلش خیلی بزرگه و خیلی چیزا رو تو دلش نگه میداره تا دل کسی نگیره:")

چانگبینا استی ها همیشه پشتتن همیشه مراقبتن همیشه ازت حمایت میکنن^^

ممنون که تو سخت ترین روز ها تو همیشه حواست به استیا بود و میومدی پیشمون با اینکه حال خودتم خوب نبود ولی حال ما رو خوب میکردی، بهمون دلگرمی میدادی^^

چانگبینا ممنونم بابت همچی:")

تگی تولد مبارک ^^

۲ نظر ۴ موافق ۰ مخالف
دنیایی برای آرامش یه دختر که زندگیش رو توی خنده های 9 پسر کره ای به اسم "استری کیدز" میبینه؛
دنیایی برای راحت بودن یه دختر که انیمه به جای اکسیژن استشمام میکنه؛
دنیایی برای خوشحال بودن یه دختر که فیکشن خوندن و نوشتن مثل خون توی رگ هاشه؛
دنیایی برای یه دختر که بتونه خودش باشه و خودش بمونه؛
دنیایی برای یه دختر که خودش رو درون استری کیدز میبینه؛
دنیایی برای یه دختر که تلپاتی خاصی با اون 9 تا پسر داره؛
یه دنیای آبی رنگ که صدای موج های دریا ازش شنیده میشه؛
صدای موسیقی های راک N.Flying، The Rose، Onewe ، LUCY و Xdinary Heroes و Day6 ملودی آرامش بخش این دختره؛
آرامشی که منبعش صدای دریا و پسر های توی این دنیای آبی عه؛
فردای من آبی رنگه:)💙

ʙɪʀᴛʜ ᴅᴀᴛᴇ: ᴀᴜɢᴜꜱᴛ 8ᴛʜ 2021
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان