𝐖𝐞𝐥𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐓𝐨 𝐑𝐮𝐛𝐲'𝐬 𝐑𝐨𝐨𝐦

𝘐'𝘭𝘭 𝘫𝘶𝘴𝘵 𝘵𝘳𝘺 𝘵𝘰 𝘤𝘳𝘺 𝘮𝘺𝘴𝘦𝘭𝘧 𝘵𝘰 𝘴𝘭𝘦𝘦𝘱

۱۴ سوال از من~

1 ؛ کراشت؟

کراشم؟ با اینکه تقریبا نصف بیان کراشمو میدونن ولی نمیگم:)

2 ؛ چن درصد ذهنت منحرفه؟

۸۵ درصد ... متاسفانه 😶

3 ؛ رنگ موهات و چشات؟

موهام ترکیبی قهوه ای مشکیه چشمامم قهوه ای مایل به عسلی

4 ؛ موهات بلنده؟

نوپ کوتاهه

5 ؛ کیوتی یا هات؟

هیچ کدوم:/ ولی کمی هات

6 ؛ تاحالا شده خیلی ب کراشت فکر کنی؟

هر روز و شبم دارم بهش فکر میکنم دادا کجای کاری:/؟

7 ؛ رو چی اعتماد ب نفس داری؟

گوشام و چشام

8 ؛ عطری ک همیشه می زنی؟ ( مارکش )

من عطر نمیزنم:/

9 ؛ دوست داشتی چی ت دنیا حذف شه؟

خود دنیا

10 ؛ دوست داشتی اونی ک ازش متنفری عاشقت شه؟

نه:/

11 ؛ دوست داشتی ی دوقلو شبیه خودت داشتی؟ ....؟

نهه

12 ؛ مهربونی یا دلت می سوزه؟

ترکیبی:|

13 ؛ می تونی خیلی سرد شی؟ ... ؟

درحالت عادیش هم سردم

ولی خب آره میتونم توی ۱ ثانیه سرد شم و طوری رفتار کنم که ...

14 ؛ و در اخر می تونی کنار بخابی و لبمو ببوسی ؟

تو کابوسات ببینی:/ من نمیشناسمت باو برای چی همچین کاری کنم:///؟

۱ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

Almond

The words “emotion” and “empathy” are just meaningless letters in

print.

 

ببخشید:)

شبتون بخیر:)

۴ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

AuRoRa

 

 

AuRoRa - ONEWE

 

The way to you by following this light
이 빛을 따라서 너에게 가는 길

follow the white road
하얀 길을 따라가

remain in the hidden time
가려진 시간 속에 남아

we walk the same way
우리가 같은 길을 걸어

In your reverberation that still remains
아직 남아있는 너의 잔향에

Take out the blurred memories back to me
흐릿해진 기억을 꺼내 다시 내게로

My time passing by
스쳐 지나가던 나의 시간은

I'm going to look for you who shined brightly without a sound
소리 없이 밝게 비춘 널 찾으러 가

Red, blue, put on top and see again
빨강 또 파랑 또 얹고 또 보라

On top of that, we love
그 위에는 우리가 사랑을 한다

Even in the middle of the night the light is so bright
한밤쯤에도 그 빛은 너무 밝고

I assume that light is you
그 빛은 곧 너라고 가정한다

the aurora you gave me
네가 준 오로라는

Always wearing that purple color when passing me
항상 그 보라색을 띠고 나를 지나갈 때도

I got this on my way
I got this on my way

Aurora
Aurora

It cross over my head
It cross over my head

Go ahead, hoo-hoo
Go ahead, hoo-hoo

remove the clouds that cover you
널 가린 구름을 걷어줘

Light up you more with the dark night light
어두운 밤 빛으로 널 더 밝혀줘

stay with me with you
널 가진 내게 머물러줘

In the dark night light, you stay longer
어두운 밤 빛으로 넌 더 남아줘

Behind the still regretful heart
아직도 남은 아쉬운 마음 뒤로

I will write the end of the unfinished stories
못다 한 이야기들의 끝을 써 내려갈게

Between the countless stars
수없이 놓인 별들 그 사이로

The night sky is filled with your own light
밤하늘은 너만의 빛으로 채워가

Picturesque night, but the sky is bright
그림 같은 밤 허나 하늘은 밝다

along the countless galaxies
수많은 은하수를 따라

The feeling I got after wandering
방황 끝에 되찾은 감각

now hold your hand
이제는 너의 손을 잡아

the aurora you gave me
네가 준 오로라는

Always wearing that purple color when passing me
항상 그 보라색을 띠고 나를 지나갈 때도

I got this on my way
I got this on my way

Aurora
Aurora

It cross over my head
It cross over my head

Go ahead, hoo-hoo
Go ahead, hoo-hoo

the dark sky
어두웠던 하늘이

I will remember you before you leave
떠나기 전에 널 기억하리

the moon I stayed for a while
잠시 머물렀던 달

I will reach you and light up this night
너에게 닿아 이 밤을 빛내리

I got this on my way
I got this on my way

Aurora
Aurora

It cross over my head
It cross over my head

Go ahead, hoo-hoo
Go ahead, hoo-hoo

remove the clouds that cover you
널 가린 구름을 걷어줘

Light up you more with the dark night light
어두운 밤 빛으로 널 더 밝혀줘

stay with me with you
널 가진 내게 머물러줘

In the dark night light, you stay longer
어두운 밤 빛으로 넌 더 남아줘

 

چرا گروهایی مثل وانوی نباید زیاد دیده بشن:)؟

۹ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

اندراحوالات یک استی‌ زخم خورده از قسمت ۴ و ۵ سروایول شو اسکیز

 

قیافشو

میدونید چه حسی رو بهم منتقل میکنه؟

(خیلییی ببخشید) بوی گوه!!!!

ایشاالله بمیره. توی گوه غرق شه بمیره

مینهومو حذف کرررردTT

اشک جونگینمو دراورددددد

سونگمینممTT فلیکسو نگم دیگه:″ 

جوابگوی اشکای چان کیه؟؟ کی جیسونگی رو آروم میکنه آخهههTT؟؟؟؟

دیشب انقد گریه کردم که چشام قرمز بودTT

مومنت مینسونگه هقققق TTT

۳ قسمت دیگه فلیکس حذف میشهههههTT

خدایااااTTT

قسمت بعدی هم کراس اور وای جی جی وای پیه:/

دوتا عن کنار هم:// تازه از شر اون یکی خلاص شده بودیمااا:/

انقد سرفه کردما دلو رودم داره میاد تو حلقم:///

ففففففاااااااااااککککککککککک

ججججججییییییییی

وووووواااااااااییییییییی

پپپپپپپپپیییییییییییی

۷ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

영원히 아이랜드❣❣

 

Into The I-Land - I-LAND

 

✴Let's Just Run For Our Life✴

ادامه مطلب ۴ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

Happy iKON's 6th anniversary

 

6 سال پیش ...

چقد زود گذشت!

میدونید چیه؟ یه لحظه حس کردم انگار قرن هاس که آیکن رو میشناسم!

حس کردم انگار باهاشون زندگی کردم و بهترین دوستای همدیگه برای همیم

آیکن ... این گروه خیلی خاصه. خاص تر از هرچیزی که فکرش رو کنید

اونا فرشتن. فرشته های بی بال!

توی این 6 سال کلی اتفاقای مختلف افتاد، چه خوب چه بد:) 

کلی پیچ و خم برای پسرا بود، زندگیشون بالا پایین میشد ولی از بودن کنار هم خوشحال بودن!

شاید الان 6 نفره روی صحنه اجرا کنن، ولی اونا همیشه برای ما 7 نفره بودن، هستن و خواهند بود!

هیچوقت از اینکه تصمیم گرفتم آکنیک شم پشیمون نیستم:)

6 سالگی دبیو آیکن مبارک❤️🥳

 

No matter what will happen

No matter how far we are

I will always support you

from the button of my heart

I will always protect you

and I won't let you to feel a little pain

 And I will always love you

'Til the end of the world

I will always worship you:)

 

آیکنیکا، جواب بدید پلیز:)

 

1. چندوقته آیکنیکید؟

 

2. با چه آهنگ یا ام وی آیکنیک شدید؟

 

3. اگر بتونید یه کاری برای پسرا کنید، اون چی بود؟

 

 

خودم حدود ... 6 ماهه

با ام وی why why why آکنیک شدم. همون روز کامبک

هانبین رو برمیگردوندم:)

 

پ.ن: یا قبول نییییییست!! هانبین 3 اکتبر کنسرت آنلاین داره درحالی که توباتو هم 3 اکتبر کنسرت آنلاین داره://// من کدومو ببینم آخهههههTT

پ.ن2: البته احتمال داره هانبین تاریخ کنسرتش رو عقب بندازه! چون باید 40 روز کارای اجتماعی کنه و فعالیت های آیدل بودنش رو متوقف کنه!

۶ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

Happy birthday my squirrel 🐿️

 

Today is your birthday

Our cutie squirrel

You're about 22

But you're still a baby

A talented boy

In every majors

Master of rapping

And amazing in dancing

Your vocal is so sweet

Like suger cube

Thank you for being in our life

We love you Han Jisung❤️

 

تولد سنجاب کوچولومونهههههه🎉🎉🎉🎉

بایس دومم:″ (وی ۴ تا بایس دارد!)

هققق:″ خوشگل استی:″

لینو بیبیش برای تولدش کاری نکرده هنوز؟ من منتظر اونم:″)

هققق:″

تفلدش مبارککککک🎉🎉🎉🎉❤️❤️❤️❤️😭😭😭😭

۳ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

New York To Seoul

 

- نظرت راجب عشق چیه؟ دوس داری تجربه ش کنی ؟

+ عشق؟؟ ... بستگی داره چه نوع عشقی باشه. اگر عشقی باشه که با تمام وجودم بهش ایمان دارم، خب براش خیلی میجنگم و میخوام تجربه ش کنم!! اگر هم عشقی باشه که تهش داستان خوبی نداره، ترجیح میدم قبل از وابستگی ولش کنم!

 

″عشقی که بین ما بود ...

تو با تمام وجودت بهش ایمان نداشتی و دو به شک بودی که بخوای به رابطمون ادامه بدی.

ولی مشکلی نیست، بعد از اینکه از هم جدا شدیم تو عشق واقعی خودت رو پیدا کردی و منم با دختری که دوستش دارم ازدواج کردم

ولی این به این معنا نیست که دلم برای صدای بمت و دستای گرمت تنگ نشده...

تو همه چیز منی چوی سوبین

امیدوارم هنوز یه پسری به اسم چوی یونجون رو به یاد داشته باشی و نامردی نکنی و فراموشم نکنی

یادت نره که خودت اینو قول دادی؛ که هیچوقت فراموشم نکنی حتی اگر دوباره به نیویورک برگردی و من همینجا توی سئول بمونم.

دوست دارم:)″

با چشمای خیسش به نامه خیره شد و دوباره به سنگ قبر نگاه کرد.

چوی یونجون

متولد ۱۳ سپتامبر ۱۹۹۹

تاریخ فوت: ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۱

+ توام قول دادی که ... که هیچوقت ترکم نکنی ...

اشکاش روی عکسی که روی سنگ طرح خورده بود ریختن

+ منم دوست دارم یونجونم ‌...

*** 

و این بود داستان غم انگیزمون که بعنوان قصه ی شب برای پسرت که اسمش رو گذاشتی ″یونجون″ میخونی و بعد از اینکه از اتاقش بیرون میایی، اجازه میدی بغضت بشکنه و گریه کنی.

ما فقط ۴ ماه کنار هم بودیم.

هرکس دیگه ای هم داستان مارو بشنوه، ناراحت میشه؛

چون تو توی نیویورک بودی

و من توی سئول ...

 

 

غم انگیز بود ولی ... دوسش داشتید؟

۷ نظر ۴ موافق ۰ مخالف

A Lovely Sunset

 

(لطفا با این آهنگ بخونیدش:)

 

پاش رو بدون وقفه روی زمین میکوبید و به ساعتش خیره میشد.

نکنه اون پسر بهش دروغ گفته بود؟ یعنی این همه راه از سئول تا واشینگتن رو الکی اومده بود؟

نگاهی به ایمیل هاش انداخت تا مطمئن شه همون پارک مد نظر پسر اومده.

- لعنتی! خب درست اومدم پس خودش کدوم گوریه؟

پسر مو مشکی زمزمه کرد و دستش رو لای موهای لَخت و خوش فرمش برد و اجازه داد نسیمی که میوزید،

به پیشونیش برخورد کنه و از گرمای بدنش کم کنه.

حدود 5 ماهی میشد که توی اینترنت با اون پسر آشنا شده بود.

خیلی سریع بهش وابسته شد و برای دیدنش لحظه شماری میکرد به خانوادش چیزی راجبش نگفت

چون مطمئن بود دیگه نمیتونه وقتی تنهاس، باهاش فیس تایم کنه و توی چشمای قهوه ایش غرق بشه.

بخاطر رشته ش، تصمیم گرفت توی واشینگتن ادامه تحصیل بده و وقتی فهمید اون پسر مو قرمز هم

همونجا زندگی میکنه، تصمیم گرفت به دیدنش بره و ببینه این 5 ماه قلبش توسط کدوم الهه ای دزدیده شده!

سرش پایین بود و داشت به انگشت های کشیده و استخونیش نگاه میکرد که صدایی دلنشینی

توی گوشش پیچید و وجودش رو پر از آرامشی کرد که همش دنبال تجربه کردنش بود.

- هوانگ هیونجین؟

سرش رو بلند کرد و به لبخند زیبای پسر مو قرمز نگاه کرد و سرش رو تکون داد 

چرا نمیتونه حرف بزنه ؟ صورت درخشان و پرستیدنی پسر رو به روش توان حرف زدن

رو ازش گرفته بود و هیونجین هم چشمش فقط روی پسر بود و

حتی برای 1 ثانیه هم نمیتونست از نگاه کردن به اون فرشته دست برداره. 

پسر کنار هیونجین نشست و گفت:

- خب ... ببخشید دیر کردم. ترافیک بود.

هیونجین: نه اشکالی نداره! (هیونجین: همین دو دقیقه پیش داشتم لعنتت میکردم در واقع) همچین اتفاقایی میوفته فلیکس شیی !

فلیکس لبخند محوی زد و به نیم رخ هیونجین نگاه کرد.

چشمای زیباش و بینی خوش فرمش توجهش رو جلب کرد؛ اما نه به اندازه ی لب های برجسته و قرمزش! 

با نیشگون گرفتن سعی کرد جلوی خودش رو بگیره تا دست از پا خطا نکنه؛

اما هیونجین داشت دیوونش میکرد!! پس سعی کرد هر کاری کنه تا چشم تو چشم

پسری که قلبش رو تو نگاه اول دزدید نکنه. بعد از کمی سکوت گفت:

فلیکس: خب ... میخوام ببرمت یه جایی؛ میایی؟

هیونجین سری به علامت مثبت تکون داد و با لبخند دلرباش همراه فلیکس به راه افتاد.

راه زیادی تا ساحل نبود، پس فلیکس ترجیح داد پیاده مهمونش رو به سواحل سیاتل ببره.

دست های استخونی هیونجین حین راه رفتن با دست خودش بر خورد میکرد و حس مور مور

شدن بهش دست میداد. وسوسه میشد تا دستاش رو بین دستای خودش بگیره اما اگر هیونجین عصبانی شه چی؟

اونوقت دیگه نمیتونه ببینتش!! نفسش رو بیرون داد و احساساتش رو جمع کرد.

به مقصد مورد نظر رسیده بودن. هوا داشت غروب میکرد و نور خورشید به چشمای اون دو پسر رو اذیت میکرد.

فلیکس همینجوری که داشت به غروب نگاه میکرد، با صدای آرامش بخشش گفت:

فلیکس: غروب خورشید خوشگله!

هیونجین: اما نه به اندازه ای که تو خوشگل و زیبا و درخشانی!!

چشمای پسر مو قرمز، گرد شد و هاله های رنگ قرمز روی گونه ش معلوم شد.

بزاق دهنش رو قورت داد و با تردید به پسر مو مشکی نگاه کرد.

هیونجین با لبخندی که روی لبش داشت بهش نگاه میکرد. 

فلیکس لبخند خجالت زده ای زد و  سرش رو انداخت پایین. ضربان قلبش غیر قابل شمار

شده بود و حرارت بدنش بالا رفته بود. باید چیکار میکرد؟

پسر بزرگ تر دستش رو زیر چونه پسر مو قرمز برد و سرش رو بالا آورد.

نگاهی به چشمای متعجب و خجالت زده اش کرد و بعد به لب هاش داد.

سرش رو کج کرد تا طمع اون ها رو بچشه. با قرار گرفتن لب های هیونجین روی لب های فلیکس،

حس عجیبی به پسر مو قرمز منتقل شد. حسی مثل، ... امنیت، آرامش و عشق!

دستای لرزونش رو دور گردن پسر مو مشکی حلقه کرد و با عشق لب هاش رو میبوسید

که انگار این آخرین باریه که میتونه اون رو ببینه!

خورشید با انداختن نور نارنجی رنگی روی اون دو پسر عاشق، منظره ی زیبایی رو ایجاد کرد

و تصمیم گرفت تا وقتی که اون ها از هم جدا شدن، شاهد باشه.

برای گرفتن اکسیژن، لب های نسبتا باریکش رو از روی لب های پسر مو مشکی

برداشت و سرش رو از خجالت پایین انداخت.

هیونجین: دوست دارم!

به چشمای لرزون پسر کوچیک تر نگاه کرد و منتظر جوابی شد.

فلیکس: ... م-منم دوست دارم

لبخند کوچیکی روی لب هیونجین نشست و برای بوسه ای دیگه جلو رفت ...

۶ نظر ۴ موافق ۰ مخالف

Born To Die

 

So choose your last words, this is the last time

پس آخرین کلماتت رو انتخاب کن، این آخرین زمانه
'Cause you and I, we were born to die

چون من و تو، به دنیا اومدیم تا بمیریم!

 

 

لانا دل ری، عشق منه:)

شبتون اکلیلی^^

۱ نظر ۳ موافق ۰ مخالف
دنیایی برای آرامش یه دختر که زندگیش رو توی خنده های 9 پسر کره ای به اسم "استری کیدز" میبینه؛
دنیایی برای راحت بودن یه دختر که انیمه به جای اکسیژن استشمام میکنه؛
دنیایی برای خوشحال بودن یه دختر که فیکشن خوندن و نوشتن مثل خون توی رگ هاشه؛
دنیایی برای یه دختر که بتونه خودش باشه و خودش بمونه؛
دنیایی برای یه دختر که خودش رو درون استری کیدز میبینه؛
دنیایی برای یه دختر که تلپاتی خاصی با اون 9 تا پسر داره؛
یه دنیای آبی رنگ که صدای موج های دریا ازش شنیده میشه؛
صدای موسیقی های راک N.Flying، The Rose، Onewe ، LUCY و Xdinary Heroes و Day6 ملودی آرامش بخش این دختره؛
آرامشی که منبعش صدای دریا و پسر های توی این دنیای آبی عه؛
فردای من آبی رنگه:)💙

ʙɪʀᴛʜ ᴅᴀᴛᴇ: ᴀᴜɢᴜꜱᴛ 8ᴛʜ 2021
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان